چقدر سخته از بغض گلو درد بگیری و همه بگن:
لباس گرم بپوش

از کدام سو دورم می زنی؟
می خواهم از همان سو …
دورت بگردم!

من شمع جان گدازم ، تو صبح جان فزایی
سوزم گرت نبینم ، میرم چو رخ نمایی
نزدیک این چنینم ، دور آن چنان که گفتم
نه تاب وصل دارم ، نه طاقت جدایی

من و یک لحظه جدایی ؟ نتوانم !!! بی تو من زنده نمانم
برچسب:
نویسنده: پویا