خرید بک لینک

گفت زیر باران باید رفت .رفتم و گفت چشم ها را باید شست شستم.

گفت جور دیگر باید دید دیدم ولی ...او نه در چشم خونین و شسته ام و نه

درنگاه دیگرم هیچ کدوم رو ندید فقط در زیر باران با طعنه خندید و گفت:

دیوانه ی باران زده........

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1391 ساعت: 11:53

صفحه بندی